السيد محمد صادق الروحاني

43

نظام حكومت در اسلام (فارسى)

انسانى قرار گرفته است ، باز مراجعه به آراء عمومى صحيح نيست ، زيرا مىبينيم كه مردم غالباً فاقد بينش كافى هستند و يك سخنرانى داغ ، يك مشت كلمات به ظاهر زيبا چنان آنها را تحت تأثير قرار مىدهد كه هر چه سخنران بخواهد به آن عمل مىكنند . و جمعى به قدرى شهوت‌رانند كه يك نگاه محبت‌آميز زنى ، عقيده‌شان را عوض مىكند . آيا در ميان اين قبيل جماعت دموكراسى حقيقى ممكن است رايج شود ؟ اين است كه مىبينيم دنيايى داريم كه انسانيت از آن بيزار است و پهنه زمين را مبدّل به جهنّم سوزانى نموده‌اند ، تازه اين مربوط مىشود به دول پيشرفته به اصطلاح متمدّن كه حقيقتاً مقيد به اعتناء به آراء حقيقى مردم هستند ، اما در ممالك عقب‌مانده گاهى يك مأمور ، هزارها رأى در اوراق انتخاباتى نوشته و دور از چشم مردم به صندوق‌هاى رأى مىريزد ، به گونه‌اى كه فعلا در بعضى از كشورهاى شرقى معمول است . به‌علاوه اكثريت ، از سياست چيزى نمىفهمند و لذا جماعات زيادى در موقع رأى دادن آنچه اربابشان بنويسد و به دستشان بدهد بدون آنكه بفهمند كه چه نوشته شده در صندوق‌هاى رأى مىريزند و روى اين جهات ، خداوند تبارك و تعالى در آيات قرآنى زيادى اين اكثريت را مورد نكوهش قرار داده است . بنابراين تعيين حاكم در حكومت اسلامى حتماً به گونه تعيين آن در حكومت دموكراسى مصطلح نيست بلكه انتصابى است و لذا پيغمبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) خود بدون مراجعه به آراء عمومى متصدّى حكومت اسلامى شد و براى بعد از خود هم تعيين حاكم نمود و ديده شد بعد از آن حضرت كه بنا شد خليفه و حاكم بر امت را با مراجعه به آراء تعيين كنند ، چه فجايعى نصيب امت اسلامى گرديد . اگر تاريخ خلافت بنىاميه و بنىعباس را مطالعه كنيم قضيه كاملا روشن مىگردد و ما براى نمونه ، بىمناسبت نيست كه گفتار يكى از نويسندگان معاصر را در اين زمينه نقل كنيم :